محمد مفيد مستوفى بافقى
81
جامع مفيدى ( فارسى )
سرخوش و دلشاد گردانيد و از روح مقدس سلطان سرير رسالت و صاحبقران ممالك جلالت عليه افضل الصلوات و حضرات ائمهء بقيع صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين استمداد همت نمود . و از مدينهء منوره از سمت بصره عنان توسن خوشخرام بصوب اصفهان انعطاف فرمود و در زمان امان حضرت رحمان به آن خطهء شريفه رسيده بتقبيل بساط جلالت خاقان صاحبقران كشورگشاى سرافزازى يافت و ديدهء دولت را از مشاهدهء طلعت جهانآراى خليفهء زمان واسط امنوامان روشن گردانيده مراسم تهنيت و ثنا بتقديم رسانيد و پيشكشهاى لايق كشيده زبان به ثناى پادشاه جوانبخت فلك تخت بياراست و جواهر اين ابيات برطبق بيان نهاده نثار فرق شهريار گردون اقتدار كرد ، شعر : تا بسترد بدست صبا سايهء چمن * گرد از جبين لاله و رخسار ارغوان گلزار دولت تو كه دارد نصيب خلد * محفوظ باد از اثر آفت خزان عاطفت خاقان كامياب مقدم آن ملاذ سالكان مسالك اخلاص را باعزاز و اكرام تلقى فرمود و رياض امانى و آمال افتخار اعاظم سادات نزديك و دور را بزلال اجلال سرسبز و شاداب گردانيد و خلاع فاخره و جامههاى گرانمايه و انعامات وافره عنايت فرمود و به آبيارى مرحمت بىپايان شاهنشاهى مجددا چمن دولت و سرورى آن حضرت طراوت و خرمى [ 68 ب ] يافت و گل هرمراد در گلزار امانى از نسيم عنايت ربانى شكفته گرديد . و پس از اجازت از مقربان بارگاه جلالت توجه بصوب خطهء يزد نمود . چون گوش هوش سادات و اهالى خبر قرب وصول آن حضرت استماع نمود دوحهء اميد ايشان از آبيارى رشحات سحاب عنايت حضرت بارى بارور گشت و رياض تمناى معتكفان زاويهء فراق از نسيم مژدهء وصال شاداب گرديده مضمون اين مقال بر زبان حال و قال ايشان گذشت ، بيت : تا ابد بادا نثار روزگار دولتش * دولتى كز حضرت ايزد تعالى مىرسد